اطلاعات كلي • درآمد ناخالص ملي در سال 2000: 6320
• منابع آبي تجديد شونده: 110 كيلومتر مكعب
• غذاي اصلي: برنج، شكر و عسل، روغن و چربي، گوشت، آجيل
• مصرف برنج در سال 1999: 8/100 كيلو برنج آسياب كرده براي هر نفر در سال
فصل توليد |
كاشت |
برداشت |
شمال و مركزي،فصل اصلي |
مه- ژوئيه |
نوامبر – دسامبر |
شمال و مركزي،فصل فرعي |
دسامبر - ژانويه |
مه – ژوئن |
جنوب، فصل اصلي |
سپتامبر - نوامبر |
مارس – مه |
جنوب، فصل فرعي |
آوريل - مه |
اوت – سپتامبر |
تايلند بين عرض جغرافيايي 5 و
21 درجه شمالي و طول جغرافيايي 97 و 106 درجه شرقي قرار
دارد. اين كشور شبه جزيرهاي كه در جنوب شرقي آسيا واقع شده داراي
مرز مشترك با ميانمار
در غرب، لائوس و كامبوج در شمال شرقي، و مالزي در جنوب ميباشد. جنوب درياي چين در
ساحل شرقي و اقيانوس هند و درياي آندامان در ساحل غربي قرار دارند. تايلند داراي 51
ميليون هكتار زمين ميباشد، كه يك سوم آن براي محصولات ساليانه مورد استفاده قرار ميگيرد
و در حدود %7 آن زير كشت محصولات دائمي قرار دارد.
تايلند در منطقه دوم شرقي (aez2) با آب و هواي گرمسيري گرم و نيمه مرطوب قرار دارد.
اين كشور داراي چهار فصل ميباشد: مونسون جنوب غربي از ماه مه تا سپتامبر، مرحله انتقالي
از مونسون جنوب غربي تا شمال غربي طي ماه اكتبر، مونسون شمال شرقي از نوامبر تا فوريه،
و فصل گرم پيش مونسون در ماه مارس و آوريل. درجه حرارت در دشت مركزي طي فصل بارش (از
مه تا نوامبر) متوسط oc27، با تنها oc10-8 بين حداكثر و حداقل روزانه ميباشد. يك دوره
معتدل كوتاه مدت (دسامبر و ژانويه) با درجه حرارت oc3-2 در ارتفاعات شمالي وجود دارد.
رشد سريع اقتصادي در بخشهاي غير كشاورزي طي دو دهه قبل از بحران اقتصادي سال 1997
اهميت نسبي كشاورزي به عنوان عامل توليد ناخالص ملي و درآمد حاصل از صادرات را به شدت
كاهش داده است. اما كشاورزان هنوز هم فعاليت اقتصادي اصلي در نواحي روستايي تايلند
بوده و اكنون بخش مهمي براي كاهش اثر نامطلوب بحران مالي به شمار ميرود. جمعيت اين
كشور در سال 1999، 9/60 ميليون نفر بود و طي دهه 1990 داراي رشد %9/0 در سال ميباشد.
عليرغم تغيير سريع به يك اقتصاد صنعتي، %78 از جمعيت تايلند هنوز روستايي ميباشند.
متوسط افراد روستايي داراي سطح پايين تحصيلات ميباشند زيرا بسياري از افراد تحصيل
كرده در جستجوي زندي بهتر به شهرها مهاجرت نمودهاند.
در سال 1998، توليد ناخالص ملي 111 ميليارد دلار آمريكا برآورد شده، كه %11 از آن ناشي
از فعاليتهاي كشاورزي ميباشد. با اين حال، كشاورزي تقريباً %56 از نيروي كار را در
اختيار دارد، كه نشان دهنده تفاوت چشمگير بهرهوري نيروي كار بين بخشهاي غير كشاورزي
و كشاورزي ميباشد. نيروي كار كشاورزي داراي %4/3 رشد طي دهه 1990 در مقايسه با %17
افزايش كل نيروي كار ميباشد.
پيشرفتهاي اخير در بخش برنج برنج مهمترين محصول كشور ميباشد. عليرغم كاهش اهميت نسبي، هنوز هم %55 از كل زمينهاي
زراعي را تشكيل ميدهند. كشاورزان شمال شرقي، ناحيه اصلي كشت برنج و محل كشت برنج مشهور
جاسمين، معمولاً كشاورزان فقيري ميباشند، و تنها محصول اضافي
خود را ميفروشند. توليد
اصلي در نواحي مركزي و شمالي انجام ميشود، كه متوسط اندازه مزارع سه برابر مزارع شمال
شرقي ميباشد، و محيط محصول مطلوب ميباشد. بدون توجه به درآمد برنج غذاي اصلي همه
مردم ميباشد. متوسط مصرف سرانه سالانه 8/100 كيلو برنج آسياب كرده ميباشد، كه از
اواسط دهه 1980 روبه كاهش است. نواحي زيركشت برنج از 9/6 ميليون ميليون هكتار در سال
1968 به 8/9 ميليون هكتار در سال 1988 افزايش يافته، و از آن زمان بسته به قيمت نسبي
برنج در بازار جهاني بين 0/9 و 0/10 ميليون هكتار در نوسان ميباشد. توليد برنج از
4/12 تا 2/21 ميليون تن طي دو دهه اول انقلاب كبير افزايش يافته است. محصول برنج در
مقايسه با كشورهاي آسيايي ديگر داراي رشد نسبتاً كند از 79/1 تن/ هكتار در سال 1986
به 15/2 تن/ هكتار در سال ميباشد، به علت رواج اكوسيستم برنج ديم و اينكه كشاورزان
ترجيح ميدهند گونههاي سنتي مرغوب و پر محصول را كشت كنند كه داراي قيمت اضافي در
بازار داخلي و جهاني ميباشد. از سال 1988، توليد و محصول برنج داراي افزايش كمي بوده
است. محصول كنوني 33/2 تن/ هكتار برنج يكي از پايينترين محصولات
در جهان ميباشد.
با اين حال، ماشيني كردن مزرعه از ميانه دهه 1980 به سرعت گسترش يافته است، كه موجب
افزايش سريع بهرهوري كار گشته و به تداوم سودآوري كشت برنج و رقابت آن در بازار جهاني
كمك كرده است.
تايلند صادر كننده اصلي برنج در بازار جهاني بوده و اخيراً در حدود 5/6 ميليون تن برنج
آسياب كرده سال صادر ميكند. عليرغم ركود توليد داخلي و به علت روند رو به كاهش تقاضاي
داخلي صادرات رو به افزايش ميباشد. تايلند از نظر دارا بودن برنج مرغوب دانه درشت
سفيد مشهور ميباشد، كه معمولاً داراي قيمت بيشتري نسبت به انواع نامرغوبتر ميباشد.
وضعيت برنج تايلند، از نظر اجرايي و جغرافيايي، به چهار منطقه تقسيم شده است: مركزي، شمالي، شمال
شرقي، و جنوبي. هر منطقه داراي محيط متفاوت پرورش برنج ميباشد.
منطقه شمال شرقي. تقريباً يك سوم زمينهاي تايلند در منطقه شمال شرقي قرار دارد. تقريباً
نيمي از زمينهاي كشت برنج در اين منطقه واقع شده و متوسط اندازه مزارع برنج كوچكتر
از نواحي ديگر ميباشد. فرسايش خاك و خشكسالي فصل خشك شديد ميباشد. ظرفيت حفظ آب خاك
به شدت ناچيز ميباشد. كمتر از %20 كل زمينهاي آبي كشور در اين منطقه واقع شده، كه
كمتر از %10 در فصل خشك تحت كشت برنج قرار ميگيرند.
منطقه مركزي. منطقه مركزي ناحيهاي آبرفتي و به شدت حاصلخيز ميباشد. در فصل بارش،
برنج بخش وسيعي از منطقه را ميپوشاند. منطقه مركزي در حدود يك پنجم از كل زمينهاي
كشت برنج كشور در فصل باراني را تشكيل ميدهد. متوسط اندازه مزرعه بزرگ بوده، و نسبت
بيشتري از مزارع برنج به تسهيلات آبياري دسترسي دارند كه موجب ميشود بسياري از كشاورزان
دو محصول برنج در طول سال كشت كنند. تقريباً %75 برنج فصل خشك در شرايط ديم در اين
منطقه واقع ميباشند. عمليات مزرعه تماماً ماشيني بوده، و كشاورزان از روش بذرپاشي مستقيم تثبيت محصول براي صرفهجويي در نيروي كار استفاده ميكنند.
منطقه شمالي. منطقه شمالي داراي تقريباً يك سوم زمينهاي تايلند ميباشد. برنج زمينهاي
مرتفع در ارتفاعات پايينتر تپههاي بلند و نواحي مرتفع كشت ميشود. برنج زمينهاي
پست عمدتاً در درههاي پستتر و بر روي برخي از زمينهاي پلهاي كه آب وجود دارد،
كشت ميشوند. منطقه شمالي داراي تقريباً %20 كل زمينهاي كشت برنج در كشور ميباشد.
منطقه جنوبي. منطقه جنوبي، مربوط به سواحل غربي و شرقي شبه جزيره، در حدود %14 از كل
نواحي كشور را تشكيل ميدهد. اين منطقه تنها داراي %6 از كل مزارع برنج ميباشد. خاك
آن اسيدي ميباشد. با مزارع برنج زير كشت محدود، هميشه كمبود برنج براي مصرف محلي وجود
دارد.
محدوديتهاي توليد علاوه بر مشكلات فيزيكي وجودي مربوط به اكوسيستم هاي مختلف برنج، مشكلات عمدهاي كه
كشاورزان با آنها روبرو ميباشند محصولات راكد و كمبود نيروي كار ميباشد.
متوسط محصول برنج در فصل باراني ركود در حدود 2 تن/ هكتار ميباشد. اما گونههاي مرغوب
و معطر برنج تايلندي، داراي قيمتهاي كلان در بازار جهاني ميباشد، گونههاي سنتي ميباشند.
بنابراين، محصولات كم لزوماً نشان دهنده عرضه ورودي كم، كنترل ضعيف آب، يا هر گونه
محدوديتهاي ديگر مربوط به محصولات كم نميباشد. هنوز هم تداوم بهرهوري سيستم، حتي
در فلات 2 تن/ هكتار، مورد توجه ميباشد.
محدوديت بزرگتر كمبود نيروي كار طي دورههاي اوج، به خصوص در منطقه مركزي ميباشد كه استخدام صنعتي بيشتر از نواحي ديگر توليد برنج ميباشد. ماشيني كردن عمليات كشاورزي
تقريباً كامل بوده و ماشينهاي درو در سطح وسيعي مورد استفاده ميباشند. قيمت برنج
پس از كاهش ارزش پول در سال 1997 به شدت كاهش يافت. قيمت پايين برنج موجب
عدم افزايش
توليد ميباشد.
فرصتهاي توليد
مؤسسه تحقيقات برنج بخش كشاورزي به طور مستقيم در تحقيقات برنج، بخصوص در افزايش بهرهوري
از طريق بهبود گونهها و محصولات، خاك، و مديريت آب مشاركت ميكند. بخشهاي مربوطه
داراي اختيارات تحقيقات و فعاليتهاي توسعه محافظت از محصول و توسعه ماشينآلات ميباشند.
عمده تلاش حقيقات در مورد بهبود گونهها، روشهاي تثبيت بهتر محصول براي نواحي ديم
و آبي، نرخ بهينه كوددهي براي كودهاي آلي و غير آلي، كنترل مؤثر آفتهاي شيميايي و
بيولوژيكي، بهبود ماشينآلات كشاورزي برنج، و مقدمات تحقيق در مورد بهبود و پردازش
بذر ميباشد.
جايگزيني و گوناگوني محصول براي نواحي نه چندان مناسب براي كشت برنج مورد نظر ميباشد. علاوه بر اين، تأكيد بيشتر بر چرخش محصول، كشت آلي، و مقياسهاي ديگر با هدف تداوم
توليد برنج ميباشد.
شكل 1- سهم كالريها و پروتئين از برنج، 99- 1966
شكل 2- شاخصهاي توليد برنج، ناحيه، و محصول، 2000- 1966
شكل 3- توليد سرانه (به صورت شالي)، 99- 1966
شكل 4- وضعيت تجاري خالص، 99- 1966
آمار مقدماتي، تايلند
|
1985 |
1990 |
1995 |
1998 |
1999 |
2000 |
ناحيه زيركشت (هكتار) |
074/833/9 |
885/791/8 |
951/112/9 |
000/900/9 |
000/080/10 |
000/048/10 |
محصول (تن/ هكتار) |
1/2 |
0/2 |
4/2 |
3/2 |
3/2 |
3/2 |
توليد (تن) |
872/263/20 |
216/193/17 |
500/015/22 |
436/784/22 |
000/313/23 |
900/402/23 |
واردات برنج (تن) |
0 |
0 |
68 |
836 |
406/1 |
na |
واردات شالي (تن) |
0 |
0 |
0 |
1 |
250 |
na |
صادرات برنج (تن) |
715/061/4 |
079/017/4 |
990/197/6 |
492/537/6 |
900/838/6 |
na |
صادرات شالي (تن) |
500/1 |
0 |
0 |
12 |
0 |
na |
|
|
|
|
|
|
|
جمعيت، كل (1000×) |
146/51 |
595/55 |
610/58 |
300/60 |
856/60 |
na |
جمعيت، كشاورزي (1000×) |
940/30 |
622/31 |
933/30 |
428/30 |
252/30 |
na |
ناحيه كشاورزي (1000× هكتار) |
577/20 |
383/21 |
210/21 |
175/21 |
na |
na |
ناحيه كشاورزي آبياري شده (1000× هكتار) |
822/3 |
238/4 |
590/4 |
749/4 |
na |
na |
كل مصرف كود (تن) |
562/433 |
791/043/1 |
000/507/1 |
863/660/1 |
na |
na |
تراكتورهاي مورد استفاده در كشاورزي (تعداد) |
415/31 |
739/57 |
841/148 |
000/220 |
na |
na |
ترجمه و تنظيم : مائده قويدل – کارشناس و مترجم زبان انگليسي