اطلاعات كلي • درآمد ناخالص ملي در سال 2000: 2000
• منابع آبي تجديد شونده: 376 كيلومتر مكعب
• غذاي اصلي: برنج، گياهان ريشهاي و غدهاي، گوشت، شكر و عسل، ميوهجات
• مصرف برنج در سال 1999: 3/170 كيلو برنج آسياب شده براي هر نفر در سال
فصل توليد |
كاشت |
برداشت |
فصل اصلي |
مه- اوت |
سپتامبر- دسامبر |
زمستان- بهار |
دسامبر- فوريه |
آوريل- ژوئن |
تابستان- پاييز |
آوريل- ژوئن |
اوت- سپتامبر |
ويتنام در حاشيه شرقي شبه جزيره هند و چين در جنوب شرقي آسيا و عرض جغرافيايي 8 و 23
درجه شمالي واقع ميباشد. اين كشور با كامبوج، لائوس (pdr)، چين و جنوب درياي چين هم
مرز ميباشد.
اين كشور در
منطقه 3aez، با اقليم استوايي گرم و مرطوب قرار دارد. بيش از %30 از اين
كشور تحت پوشش جنگلي و %17 زيركشت محصولات فصلي، و %5 ديگر تحت كشت محصولات دائمي ميباشند.
آب و هواي آن از گرمسيري مرطوب در دشتهاي جنوبي تا معتدل در ارتفاعات شمالي متغير
ميباشد. اين كشور داراي دو فصل مونسون ميباشد: مونسون زمستاني شمال شرقي و مونسون
تابستاني جنوب غربي. برخي از مواقع طوفانهاي دريايي ويرانگر جنوب درياي چين در آب
و هواي گرم ايجاد ميشوند. ميانگين دماي سالانه سطح دريا از 27 درجه در جنوب تا
21 درجه در
منتهياليه شمال كاهش مييابد.
ميانگين بارش سالانه از 1300 تا 2300 ميليمتر متغير ميباشد. بارش معمولاً به طور
مساوي از ژوئن تا اكتبر يا
نوامبر تقسيم ميشود. در دلتاي مكونگ، مونسون تابستاني داراي
5-6 ماه بارندگي بيش از
100 ميليمتر/ ماه ميباشد. اكتبر پربارانترين ماه سال ميباشد.
جمعيت ويتنام در سال 1999 با تراكم تقريبي 249/2km در حدود 79 ميليون نفر بود. طي دهه
1990 جمعيت با رشد سالانه %7/1 افزايش يافت. هشتاد درصد از جمعيت روستايي بوده و در
دو دلتاي كشت برنج متمركز ميباشند: دلتاي رودخانه قرمز در شمال و دلتاي رودخانه مكونگ
در جنوب. كل نيروي كار 42 ميليون نفر ميباشد، كه دو- سوم آن در كشاورزي اشتغال دارند.
نيروي كار كشاورزي در مقايسه با رشد %23 كل نيروي كار داراي رشد %17 در دهه 1990 ميباشد.
پيشرفتهاي اخير در بخش برنج
توليد ناخالص ملي در سال 1998، 2/27 ميليارد دلار آمريكا برآورد شده است. در رابطه
با %21 توليد ناخالص ملي و %30 كل درآمد صادرات، كشاورزي نقش مهمي ايفاء ميكند.
برنج تنها محصول حائز اهميت ميباشد.
2/4 ميليون هكتار از 7/5 ميليون هكتار زمين زراعي زيركشت برنج ميباشد. نواحي كشت برنج از 6/5 ميليون هكتار در سال 1980 به 7/7 ميليون
هكتار در سال 2000 افزايش يافته است. شدت محصول به %183 رسيده است، يعني، بيشترين ميزان
در جهان. افزايش سريع نواحي كشت برنج و شدت محصول برنج با سرمايهگذاري گسترده در كنترل سيل، خشكسالي، آبياري كه اكوسيستم سيلخيز در دلتاي رودخانه مكونگ را به اكوسيستم آبي
تبديل ميكند، و توسعه گونههاي كوتاه مدت برنج ممكن ميشود.
در سال 1981، ويتنام با معرفي سيستم توليد قرارداد گروهي از سيستم توليد كشاورزي جمعي
جدا شد. در ابتداي سال 1986، به قراردادهاي انفرادي تغيير يافت. ميانگين اندازه مزرعه
بسيار كوچك ميباشد. تعداد مالكان مزرعه در سال 1994، 5/9 ميليون نفر برآورد شده كه
4/8 ميليون نفر از آنها مالك كمتر از 1 هكتار ميباشند. براساس
برآوردهاي رسمي، ميانگين
سهم مالك مزرعه كوچك از درآمد حاصل از محصولات كشت شده از %20 قبل از سال 1986 به %60 در اواسط دهه 1990 افزايش يافته است.
ويتنام پس از تغيير سياست در سال 1986 به رشد مؤثري در توليد برنج دست يافت. بازده كل از 1/15 ميليون تن در سال 1987 به 6/32 ميليون تن در سال 2000، رشد %1/6 در سال،
افزايش يافت. بيشتر اين رشد ناشي از توسعه نواحي كشت برنج ميباشد، زيرا كشاورزان،
به ويژه در جنوب، كشت برنج بلند مدت تك محصول آب عميق را به كشت گونههاي جديد دو-
يا سه محصولي كوتاه مدت پرمحصول تغيير دادهاند. محصول برنج از 70/2 تن/ هكتار در سال
1987 به 25/4 تن/ هكتار در سال 2000، رشد %3/3 در سال، افزايش يافته است.
ويتنام، در نتيجه رشد خاص در توليد برنج، از سال 1989 صادر كننده عمده برنج ميباشد.
در ابتدا، با برنج نامرغوب بازار بينالمللي را در دست گرفت، اما به تدريج كيفيت آسياب
كردن بهبود يافت. صادرات برنج آسياب كرده از 4/1 ميليون تن در سال 1989 به 6/4 ميليون
تن در سال 1999 افزايش يافت. اكنون ويتنام، پس از تايلند، دومين صادر كننده عمده برنج
در جهان ميباشد.
وضعيت برنج در حدود %52 از برنج ويتنام در دلتاي رودخانه مكونگ و %18 ديگر در دلتاي روخانه قرمز
توليد ميشود. نواحي ساحلي شمال شرقي و مركزي- شمالي از ديگر مناطق عمده كشت برنج ميباشند.
استانهاي شمالي ويتنام داراي 5/2 ميليون هكتار يا در حدود يك سوم كل نواحي كشت برنج
ميباشند. تقريباً %85 از كل ناحيه دشتهاي آبي، %12 كمعمق ديم،
و %4 متوسط ديم ميباشند.
الگوي كلي كشت برنج بهار- تابستان ميباشد. دلتاي روخانه قرمز، كه به شدت پرجمعيت بوده
و داراي مالكين معدود ميباشد، داراي روش كشت برنج دوگانه با نيروي كار زياد ميباشد.
محصول برنج فصل زمستان و بهار به ترتيب 2/5 و 7/5 تن/ هكتار ميباشد كه همان ناحيه
(530000 هكتار) را تحت پوشش قرار ميدهد.
دلتاي رودخانه مكونگ داراي سه فصل عمده برداشت محصول ميباشد: بهار يا اوائل فصل، پاييز
يا اواسط فصل، و زمستان، محصول اواخر فصل پرباران. بزرگترين ناحيه كشت برنج طي فصل
پاييز (95/1 ميليون هكتار)، سپس فصل بهار (45/1 ميليون هكتار) محصول ميدهد، و تنها
ناحيه كوچكي در فصل زمستان (6/0 ميليون هكتار) محصول ميدهد. محصول برنج در فصل بهار
به بيشترين ميزان (3/5 تن/ هكتار)، و در فصل زمستان به كمترين ميزان (3/3 تن/ هكتار)
خود ميرسد. كشاورزان در اين ناحيه از روش بذرپاشي مستقيم تثبيت محصول استفاده ميكنند
تا در هزينه نيروي كار صرفهجويي نمايند. پنجاه و دو درصد از برنج دلتاي رود مكونگ
در دشتهاي آبي، و %48 باقيمانده در شرايط ديم كشت ميشوند.
خاكهاي دلتاي رود مكونگ بسيار متنوع ميباشند، اما خاكهاي آبرفتي، اسيدي- سولفات،
و شور از انواع رايج ميباشند. خاكهاي اسيدي- سولفات 6/1 ميليون هكتار، يا %40 از
دلتا را تشكيل ميدهد، كه عمدتاً در دشت ريدز، ناحيه چهارگوش لانگ زوين، و شبهجزيره
كاكائو ميباشد. اين خاك داراي خاك برگ و نيتروژن غني ميباشد، اما ميزان فسفر آن
كم ميباشد. علاوه بر اين، مسموميتهاي ناشي از آلومينيوم و آهن ميزان محصول را محدود
ميكند.
خاكهاي آبرفتي، كه در %30 دلتاي رود مكونگ رايج ميباشند، در ساحل رودهاي تين (مكونگ)
و هائو (باساك) متمركز ميباشند. اين خاك با %2 خاك برگ، %25/0- 1/0 نيتروژن، و فسفر
و پتاسيم متوسط بهترين خاك اين دلتا ميباشد. هر ساله دو تا سه محصول ميتوانند در
اين خاكها رشد كنند.
خاكهاي شور ساحلي در حدود %20 از كل ناحيه را اشغال كردهاند. اين خاكها داراي خاك
برگ، نيتروژن، ورس (55- %60) فراوان ميباشند، اما ميزان نمك آنها بالاست.
محدوديتهاي توليد محدوديتهاي عمده وقوع سيل در پايان فصل بارندگي و خشكسالي در فصل خشك ميباشد. اندازه
كوچك مزرعه، مشكلي كه انتظار ميرود به واسطه افزايش جمعيت بيشتر شود، نيز يكي ديگر
از محدوديتهاي اصلي ميباشد. قيمت پايين و رو به كاهش برنج با افزايش برداشت برنج
درآمد نامناسبي براي معاش خانوادههاي كشاورز ميباشد. سوددهي كم كشت برنج مانع بزرگي
در تداوم رشد بهرهوري به شمار ميآيد. كشاورزان تلاش ميكنند تا كشت برنج را به پرورش
سبزيجات، درختان ميوه، و ماهي تبديل كنند، اما به واسطه
عدم وجود بازار ناموفق هستند.
سطح كنوني زير ساختارهاي فيزيكي براي حمايت از افزايش پتانسيل توليد ناكافي ميباشد.
دو سوم مزارع به نواحي خشك كننده دسترسي ندارند؛ بيشتر محصول زير نور آفتاب خشك ميشوند.
فضاي انبار در حدود 1 ميليون متر مكعب يا %67 كل فضاي مورد نياز ميباشد. حمل و نقل
براي انتقال محصول به بازار نامناسب ميباشد. در عرضه انرژي نيز
دچار كمبود ميباشند.
با اينكه برق در اكثر استانها موجود ميباشد، اما اكثر خانههاي روستايي به آن دسترسي
ندارند.
فرصتهاي توليد افزايش توليد برنج و بهرهوري سيستمهاي كشاورزي برنج محور از اهداف مهم كشور ميباشد.
بررسيهاي دلتاي رود مكونگ بر مدلهاي مختلف سيستمهاي كشاورزي برنج محور تأكيد دارد:
برنج- ماهي همراه با درختان ميوه، برنج- ميگو در نواحي داراي خاك شور، برنج- ماهي در
نواحي داراي آب عميق، و محصولات فروشي برنج در بخش باقيمانده نواحي غيرثابت كشت برنج.
شكل 1- سهم كالريها و پروتئين از برنج، 1966- 99
شكل 2- شاخصهاي توليد برنج، ناحيه زيركشت، و محصول 1966- 2000
شكل 3- توليد سرانه (به صورت شالي)، 1966- 99
شكل 4- وضعيت تجاري خالص، 1966- 99
|
1985 |
1990 |
1995 |
1998 |
1999 |
2000 |
ناحيه زيركشت (هكتار) |
900/703/5 |
700/027/6 |
600/765/6 |
700/362/7 |
100/648/7 |
900/654/7 |
محصول (تن/ هكتار) |
8/2 |
2/3 |
7/3 |
0/4 |
1/4 |
3/4 |
توليد (تن) |
800/874/15 |
104/225/19 |
700/963/24 |
500/145/29 |
800/393/31 |
000/554/32 |
واردات برنج (تن) |
100/336 |
900/1 |
000/11 |
300/1 |
200/5 |
na |
واردات شالي (تن) |
na |
na |
na |
na |
na |
na |
صادرات برنج (تن) |
400/59 |
000/642/1 |
000/988/1 |
000/700/3 |
000/600/4 |
na |
صادرات شالي (تن) |
na |
na |
na |
na |
na |
|
|
|
|
|
|
|
|
جمعيت، كل (1000×) |
898/59 |
689/66 |
866/73 |
562/77 |
705/78 |
na |
جمعيت، كشاورزي (1000×) |
275/43 |
546/47 |
232/51 |
869/52 |
330/53 |
na |
ناحيه كشاورزي (1000× هكتار) |
750/6 |
726/6 |
085/7 |
892/7 |
na |
na |
ناحيه كشاورزي آبياري شده (1000× هكتار) |
500/2 |
900/2 |
000/3 |
000/3 |
na |
na |
كل مصرف كود (تن) |
600/385 |
484/544 |
000/214/1 |
400/947/1 |
na |
na |
تراكتورهاي مورد استفاده در كشاورزي (تعداد) |
620/31 |
086/25 |
817/97 |
958/122 |
na |
na |
ترجمه و تنظيم : مائده قويدل – کارشناس و مترجم زبان انگليسي