اطلاعات كلي • درآمد ناخالص ملي، در سال 2000: 2340
• منابع آب تجديدشونده داخلي: 1850 كيلومتر مكعب
• جريان آب ناشي از نزولات: 235 كيلومتر مكعب
• غذاي اصلي: برنج، گندم، شكر و عسل، ارزن و ذرت خوشهاي، روغن و چربي
• مصرف برنج، سال 1999: نفري 2/74 كيلوگرم برنج آسياب كرده در سال
فصل توليد |
كاشت |
برداشت |
زود |
مارس- مه |
ژوئن- اكتبر |
متوسط |
ژوئن- اكتبر |
نوامبر- فوريه |
دير |
نوامبر- فوريه |
مارس- ژوئن |
هندوستان بين عرض جغرافيايي 84 درجه و 37.6 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 68.7 درجه
و 97.25 دقيقه شرقي قرار
دارد. اين كشور با وسعت 3214 كيلومتر از شمال تا جنوب بين عرضهاي جغرافيايي انتهاي
و 2933 كيلومتر از شرق تا غرب بين طولهاي جغرافيايي انتهايي قرار دارد. اين كشور
داراي 15200 كيلومتر مرز خشكي ميباشد. اين كشور متشكل از چهار منطقه ميباشد: منطقه
كوهستاني بزرگ، دشتهاي رودهاي گنگ و ايندوس، منطقه بياباني، و شبهجزيره جنوب. هندوستان،
در مرزهاي جنوبي، به كوههاي هيماليا محدود ميشود، كه سه رشته تقريباً موازي ميباشد
كه جاي جايش فلاتها و درههاي گسترده، مانند درههاي كشمير و كولو قرار دارد، كه بسيار
حاصلخيز ميباشد. هندوستان در پنج ناحيه كشاورزي اكولوژيكي قرار دارد: aez 1، با ويژگي
منطقه استوايي گرم و نيمه خشك؛ aez 2، منطقه استوايي گرم و نيمه مرطوب؛ aez 5، منطقه
استوايي گرم و خشك و نيمه خشك با بارش تابستانه؛ aez 6، منطقه استوايي گرم و نيمه مرطوب
با بارش تابستانه؛ و aez 8، منطقه استوايي معتدل با بارش تابستانه. بيشتر محصول برنج
از aezهاي 1، 2 و 6 برداشت ميشود.
آب و هواي هندوستان از نوع موسمي استوايي ميباشد. اين كشور داراي چهار فصل ميباشد:
زمستان (دسامبر- فوريه)، تابستان (مارس- مه)، موسمي جنوب غربي باراني (ژوئن- سپتامبر)،
و پس از موسمي، كه در شبه جزيره جنوبي به نام موسمي شمال شرقي (اكتبر- نوامبر) شناخته
ميشود. آغاز زمستان و دورههاي تابستان در نواحي مختلف متفاوت ميباشد.
چهار منطقه جوي وسيع براساس ميزان بارندگي وجود دارد. تمام آسام و كرانههاي غربي هندوستان
در دامنه گاتس غربي قرار دارند و از شمال مومباي (بمبئي سابق) تا تيرو و انتاپورام
(تريواندروم سابق) گسترش يافته كه از نواحي پرباران ميباشند. صحراي راجاستان كه از
غرب به گيلگيت امتداد يافته ناحيهاي كم باران ميباشد. در ميان آنها دو ناحيه با بارش
نسبتاً زياد و كم قرار دارد. ناحيه پرباران منطقه وسيعي در بخشي از شبهجزيره ميباشد
كه از شمال به دشتهاي هندوستان و از جنوب به دشتهاي ساحلي متصل ميشود. ناحيه كم
باران در كمربندي از دشتهاي پنجاب در آن سوي كوهستان وينديا تا بخش غربي ناحيه دِكان
قرار دارد، كه به طرز قابل توجهاي در فلات ميسور وسعت يافته است.
هندوستان با جمعيت 1014 ميليون نفر در سال 2000، با رشد %7/1 در سال، دومين كشور پرجمعيت
جهان ميباشد. جمعيت روستايي در سال 2000، 726 ميليون نفر بوده است.
پيشرفتهاي اخير در بخش برنج كشاورزي، با به خدمت گرفتن در حدود %67 از نيروي كار كشور، پايه اصلي اقتصاد هندوستان
ميباشد. اين بخش اساس بسياري از صنايع اصلي هندوستان، از جمله نساجي، كنف، و شكر،
ميباشد. كشاورزي در حدود %29 در gdp سهيم ميباشد؛ يك چهارم از صادرات هندوستان محصولات
كشاورزي ميباشد.
برنج غذاي اصلي %65 از مردم هندوستان ميباشد. اين محصول %52 از كل غلات توليدي و %55
از كل توليدات غذاي نشاستهاي را تشكيل ميدهد. غلات عبارتند از غذاهاي نشاستهاي مانند
برنج، گندم، ذرت خوشهاي، ارزن پوست كنده، و ذرت و همچنين حبوبات. محصولات غذايي در
تقريباً %70 از كل نواحي بذر پاشيده رشد ميكنند. محصولات تجاري مهم پنبه، كنف، نيشكر،
و تنباكو ميباشند.
توليد برنج سبوسدار از 112 ميليون تن در سال 1990، با رشد سالانه %9/1، به 134 ميليون
تن در سال 2000 رسيد. نرخ رشد از %4/3 در سال طي دهه 1980 به طرز چشمگيري كاهش يافت،
عمدتاً به علت عملكرد كند در ايالات روبه رشد مانند پنجاب، آندراپرادش، تاميلنادو،
و هاريانا، با اينحال بسياري از نواحي در اين ايالات با تكنولوژيهاي موجود در حال
دستيابي به محصول مطلوب از نظر اقتصادي ميباشند.
توليد برنج سبوسدار از 61/2 تن/ هكتار در سال 1990، با رشد سالانه %4/1، به 01/3 تن/هكتار
در سال 2000 رسيد. در پنجاب و تاميل نادو، كه تقريباً تمام زمين برنج آبياري ميشود،
توليد به ترتيب به 26/5 تن/ هكتار و 38/5 تن/ هكتار (1998) رسيد. نوسانات شديد توليد
در بيهار و اُريسا نشان ميدهد كه خشكسالي و سيل در همان سال كشت برنج را به فعاليت
اقتصادي پرخطر تبديل نموده است.
سازگاري با تكنولوژي جديد از سال 1965، هندوستان در حدود 640 نوع برنج اصلاحي ارائه داده است: %54 از نواحي آبياري
شده، %27 از دشتهاي كشت ديم، و %19 از نواحي ارتفاعات. پوشش انواع جديد برنج پرمحصول
تا سال 1999 به %78 از نواحي برداشت برنج رسيده است. نرخ سازگاري از %67 در آسام در
شما شرقي تا بيش از %90 در آندرا پرادش، تاميل نادو، و كرالا در جنوب متغير ميباشد.
از آنجايي كه ناحيه گستردهاي در ايالات آبياري شده پنجاب و هاريانا در شمال غربي به
توليد برنج باسماتي مرغوب تخصيص داده شده، گونههاي سنتي بخش اعظمي از زمين برنج در
اين ايالات را تشكيل ميدهد.
سوارنا (7029 mtu )، برگرفته از ماسوري، معروفترين گونه برنج اصلاحي ميباشد كه در
ايالات متعدد پرورش يافته است. در سال 1999، اين محصول در حدود %12 از زمينهاي برنج
هندوستان كشت شد. گونههاي معروف ديگر ويجتا (1001 mtu )، سامبا ماسوري (5204 bpt )،
ماسوري الالات، 64ir، و 36ir ميباشند.
اطلاعات مربوط به فروش كود، تنوع منطقهاي بسياري در كاربرد مواد غذايي را نشان ميدهد.
مصرف npk از كمتر از 50 كيلوگرم/ هكتار در آسام، اُريسا، و مادياپرادش (اكثراً نواحي
كشت ديم) تا بيش از 140 كيلوگرم/ هكتار در پنجاب، آندرپرادش، و هاريانا (زمينهاي آبياري
شده) متغير ميباشد. گزارشي در مورد هزينه كشت محصولات اصلي در سال 2000 نشان دهنده
مصرف زياد سموم دفع آفات در كشت برنج در پنجاب و آندراپرادش و مصرف بسيار كم آن در
ايالات ديگر ميباشد. مكانيزه كردن عمليات كشاورزي در پنجاب و هاريانا رايج بوده و
در آندراپرادش، غرب آتار پرادش، و غرب بنگال در حال راه اندازي است، اما در ايالات
ديگر تقريباً وجود ندارد.
تجارت خارجي در دهه 1960، هندوستان براي تأمين نياز داخلي سالانه 7/0 تا 0/1 ميليون تن برنج وارد
ميكرد. هندوستان با وارد كردن مقادير اندك در سالهاي كاهش محصول، در سال 1977 از
لحاظ برنج خود كفا شد. آخرين واردات عمده 5/0 ميليون تن در سال 1984، 7/0 ميليون تن
در سال 1988، و 47/0 ميليون تن در سال 1989 بود. از آن زمان به بعد واردات برنج به
كمتر از 100000 تن محدود شده است.
هندوستان به طور منظم مقدار كمي برنج باسماتي (معطر) مرغوب صادر ميكند. در واكنش به
افزايش شديد تقاضا در بازار جهاني، صادرات برنج از 9/0 ميليون تن در سال 1994 به 9/4
ميليون تن در سال 1995 افزايش يافت.
با اين حال، به علت نامرغوب بودن برنج هندوستان، كه مقدار زيادي از آن در پنجاب و آندراپرادش
توليد ميشود، اين كشور نميتواند صادرات در اين سطح را تداوم بخشد. با اينكه به علت
عدم وجود قدرت خريد افراد كم درآمد، تقاضاي برآورده نشده زيادي براي غلات غذاي اصلي
در ايالات فقيرنشين شرق هندوستان وجود دارد، اما انهدام برنج مازاد تهيه شده توسط دولت
به نگراني عمدهاي در هندوستان تبديل شده است.
محيط برنج محيط برنج در هندوستان به شدت متنوع ميباشد. هندوستان داراي وسيعترين ناحيه كشت برنج
در جهان ميباشد. در حدود %28 از 45 ميليون هكتار نواحي كشت برنج، دشتهاي كشت ديم،
%46 زمين آبياري شده، %12 نواحي مرتفع كشت ديم، و %14 نواحي مستعد سيل ميباشند. در
برخي از ايالات كشت سنتي گندم، مانند پنجاب، هاريانا، و آتار پرادش، با ورود گونههاي
جديد برنج پرمحصول كه كشاورزان را ترغيب ميكند تا در كشت تجاري برنج شركت نمايند،
توليد برنج از اواخر دهه 1960 رشد چشمگيري داشته است. به عنوان مثال، در پنجاب از سال
1968 تا 1999 كشت برنج از 9/0 به 1/13 ميليون هكتار و در آتارپرادش از 4/4 به 4/19
ميليون افزايش يافته است. اين افزايش سريع به علت زير ساختارهاي آبياري مطلوب ممكن
بوده است.
محدوديتهاي توليد از آنجايي كه بخش اعظم (%55) نواحي كشت برنج در هندوستان كشت ديم ميباشد، توليد شديداً
به ميزان توزيع بارندگي بستگي دارد. در برخي از ايالات، بارندگي نامنظم موجب بروز خشكسالي
در دوره رشد گياهان ميشود، اما بعد از آن محصول به واسطه فرو رفتن در آب ناشي از بارندگي
زياد صدمه ميبيند. در ايالات شرقي، صدمات ناشي از سيلهاي ناگهاني بسيار رايج ميباشد.
محدوديتهاي ديگر مربوط به زمين و خاك ميباشد. اسيديته خاك در جنوب و شرق هندوستان
ايجاد مشكل كرده، در حاليكه در شمال هند شوري و قليايي بودن خاك موجب بروز مشكل شده
است. باروري كم خاك و كمبود فسفر و روي نيز شايع ميباشد.
تقريباً تمام نواحي كشت ديم از عدم وجود تأسيسات زيربنايي دچار مشكل ميباشند. علاوه
بر اين، اكثر كشاورزان نميتوانند ورودي مورد نياز براي بهرهبرداري كامل از پتانسيل
توليد گونههاي جديد را فراهم نمايند. باقيمانده محصول به عنوان غذاي دام يا پوشال
كاري بامهاي خانهها مورد استفاده قرار ميگيرد؛ كود حيواني براي سوخت مورد استفاده
قرار ميگيرد، و نه براي جبران كمبود مواد غذايي كشت گونههاي جديد.
كرم ساقهدار، green leaf hopper، brown planthopper، gundhi bug، leaffolders و پشهريزه
گال آفتهاي اصلي ميباشند كه به محصول خسارت وارد ميكنند. آفت باكتريايي، پژمردگي،
آفت غلاف، و لكههاي قهوهاي بيماريهاي مهمي ميباشند. با افزايش ميزان دستمزد، علفهاي
هرز عامل مهمي در محدوديت بهرهوري و سودمندي كشت برنج به شمار ميروند.
فرصتهاي توليد بخش اعظم رشد كشاورزي هندوستان، بخصوص در مورد غلات، به واسطه استراتژي كشاورزي ايجاد
شده در اواخر دهه 1960 ميباشد. اين استراتژي موارد زير را در بر ميگيرد.
• ارائه بسته وروديهاي متشكل از گونههاي جديد كوتاه مدت و پرمحصول، كودها، و عمليات
پيشرفته كشاورزي در نواحي داراي ذخيره آب:
• تأمين اعتباراز مؤسسات دولتي براي سرمايهگذاري نيازهاي سرمايهكاريكشاورزان: و
• اعلام حداقل قيمت قبل از كاشت كه دولت غلات مازاد را با آن قيمت خريداري مينمايند.
براي توسعه بسته توليد در نواحي فاقد امتياز جهت دستيابي به رشد منطقهاي متعادلتر،
از برنامهريزي منطقهاي كشاورزي- اقليمي استفاده ميشود. هندوستان براساس همگوني ميزان
بارش، دما، خاك، توپوگرافي، و منابع آب به 21 منطقه كشاورزي- اقليمي تقسيم شده است.
اولويتهاي تحقيقات برنج از اكوسيستم آبياري شده در نواحي شمال غربي و جنوبي به اكوسيستم
عمدتاً كشت ديم در شرق و شمال شرق هندوستان تغيير يافته است. تحقيقات استراتژيك براي
افزايش بهرهوري برنج با همكاري صندوق بينالمللي توسعه كشاورزي و مؤسسه بينالمللي
تحقيقات برنج در شش ايالت شرقي هند، كه دو سوم كل نواحي كشت برنج را تشكيل ميدهند،
در حال انجام ميباشد. كنسرسيوم برنج- گندم براي جلگههاي هند- گنگ در حال بررسي مشكل
قابليت تداوم پرمحصولي برنج و گندم بوسيله بررسي مسائل مربوط به سطح مشكل ميباشد.
1- سهم كالريها و پروتئين در برنج، 99-1966
2- شاخصهاي توليد برنج، ناحيه، و محصول، 2000-1966
3- توليد سرانه (به صورت شالي)، 99-1966
4- وضعيت تجارت خالص، 99-1966
آمار مقدماتي، هندوستان
|
1985 |
1990 |
1995 |
1998 |
1999 |
2000 |
ناحيه زيركشت (هكتار) |
200/137/41 |
608/686/42 |
000/800/42 |
000/598/44 |
000/607/44 |
000/600/44 |
محصول (تن/ هكتار) |
3/2 |
6/2 |
7/2 |
9/2 |
0/3 |
0/3 |
توليد (تن) |
696/817/95 |
408/517/111 |
000/440/115 |
000/928/128 |
000/300/132 |
000/150/134 |
واردات برنج (تن) |
100/61 |
038/66 |
52 |
635/6 |
094/50 |
na |
واردات شالي (تن) |
0 |
0 |
80 |
3 |
3 |
na |
صادرات برنج (تن) |
070/315 |
027/505 |
156/913/4 |
941/962/4 |
000/571/2 |
na |
صادرات شالي (تن) |
020/1 |
7 |
444/2 |
878/1 |
0 |
na |
|
|
|
|
|
|
|
جمعيت، كل (1000×) |
842/767 |
785/850 |
665/933 |
223/982 |
056/998 |
000/014/1 |
جمعيت، كشاورزي (1000×) |
832/475/10 |
548/506 |
245/534 |
794/548 |
227/553 |
na |
ناحيه كشاورزي (1000× هكتار) |
949/180 |
040/181 |
780/180 |
600/180 |
na |
na |
ناحيه كشاورزي آبياري شده (1000× هكتار) |
779/41 |
144/45 |
000/53 |
000/59 |
na |
na |
كل مصرف كود (تن) |
300/504/8 |
000/584/12 |
100/876/13 |
500/797/16 |
na |
na |
تراكتورهاي مورد استفاده در كشاورزي (تعداد) |
773/607 |
070/988 |
864/354/1 |
000/550/1 |
na |
na |
ترجمه و تنظيم : مائده قويدل – کارشناس و مترجم زبان انگليسي